ماه من!
غم و اندوه، اگر هم روزي مثل باران باريد
يا دل شيشه اي ات از لب پنجره عشق زمين خورد و شکست
با نگاهت به خدا چتر شادي وا کن
و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست......
او هماني ست که در تارترين لحظه شب
راه نوراني اميد نشانم مي داد ...
ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد
معني خوشبختي، بودن اندوه است
اين همه غصه و غم اين همه شادي و شور
چه بخواهي و چه نه! ميوه يک باغند
همه را با هم و با عشق بچين...
ولي از ياد مبر !
پشت هر کوه بلند سبزه زاري ست پر از ياد خدا
و در آن باز کسي مي خواند که خدا هست
خدا هست ...
و چرا غصه چرا ؟! 
انسان كتاب آسماني ناخوانده و ناگشوده است. ما هميشه به خواندن كتابهاي مذهبي مشغوليم،
اما هيچگاه كتاب آسماني وجودمان را نمي خوانيم.
هرچه در تورات، انجيل و قرآن و ... نوشته شده است، در وجود توهست،
جوهره آن درون توست.
طبيعت امور اينگونه است كه وقتي تو حقيقت را بر زبان آوري تبديل به دروغ مي شود.
كافيست تا حقيقت را بر زبان آوري تا به دروغين شود.
حقيقت تنها زماني حقيقت مي ماند كه در سكوت كامل در درون تو به سر برد.
تنها در درون وجود خود توست كه صداي آرام و آهسته خدا را خواهي يافت.
فقط بايد يك شرط را به جا آوري: بايد خاموش و بي صدا بماني تا بتواني آن صدا را بشنوي.
تا بتواني آنرا بخواني
نوشته شده توسط نسيم و مهدي در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 23:55 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

زندگي مثل پيانو است كليد هاي سفيد نمايانگر شادي كليد هاي سياه نمايانگر غم
اما براي شنيدن موسيقي زندگي بايد با هر دو كليد آهنگي بسازيم.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِِِِِِ الرَّحيم
اِلهي قَلْبي مَحْجوبٌ وَ نَفْسي مَعْيوبٌ وَ عَقْلي مَغْلوبٌ وَ هَوائي غالِبٌ
وَ طاعَتي قَليلٌ وَ مَعْصِيَتي كَثيرٌ وَ ِلساني مُُقِرٌّ بِالذُّنوبِ فَكَيْفَ حيلَتي
يا سَتارَ الْعُيوبِ و يا علّامَ الغُيُوبِ وَ يا كاشِفَ الْكُروبِ اِغْفِرْ ذُنُوبي
كُلَّها بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍا وَ آلِ مُحَمَّدٍ يا غَفّارُ يا غَفّارُ يا غَفّارُ بِرَحْمَتِكَ
يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY